محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
842
مخزن الأدوية ( ط . ج )
سهلاة : اسم عربى حصى است . سهيله : اسم طعامى مصنوع است . فصل السين مع الياء المثناة التحتانيه سى : اسم فارسى حجر است . سيا : اسم فارسى سنا است و گفتهاند عصاره آن است و گفتهاند عصاره نبات ديگر است . سياب : به عربى اسم بلح است و گفتهاند اسم بسر است و بعضى خلال گفتهاند . سيابه : اسم خمر است . سياداوران : ساداوران است و گفتهاند عصارهايست كه از بيخ درخت جوز جارى گردد و سياه رنگ است و چون خشك گردد حاد و مشتعل گردد و نواب علوى خان قدس سره فرمودهاند اين دوا در شيراز بلاد فارس بسيار است و از كوهستان نواح آن مىآورند و از ساق درخت بطم به عمل مىآورند به زدن تيشهبران و سياه رنگ مانند مداد مىباشد و آن را ريك سله مىنامند و صاحب اختيارات گفته چيزى سياه رنگ است كه در جوف درخت بطم به هم مىرسد و آن را آب بن مىنامند سيار : به فارسى كشكينه و به هندى آبسىروتي نامند و آن چيزى است معمول از آرد حبوب مانند آرد جو و دخن و باقلا و امثال اينها . سياسير : به فتح اول به فارسى اسم سار است . سياع : به عربى كتان است و يا نباتى ديگر شبيه به كتان و به كسر اول اسم كاه گل است . سياله : به فتح اول به لغت عربى نباتى است سفيد با خارهاى طولانى كه چون خارها ازو جدا كنند ازو لبنى برآيد و نيز ثمر طولانى را نامند و ياسمين نيز و حندقوقى را ايضاً . سيال : به كسر اول به هندى اسم شغال كه كلب برى باشد و ياسمين را نيز نامند . سيالخ : اسم فارسى حسك است . سيالى : به كسر اسم هندى شقاقل است . سيان : به فتح به فارسى عشقه است . سياه بيد : به كسر اسم نوعى از خلاف است . سياه داران : اسم فارسى كرمة السودا است كه به سريانى فاشرستين نامند . سياه دانه : به كسر اول اسم فارسى حبة السوداء است كه شونيز و به اصفهانى ( سرننح ) « 1 » نامند . سياه گوش : اسم فارسى سافرانق است . سيب : اسم فارسى تفاح است . سيبا : اسم تمر هندى است . سيپيوس و سيبوس : به فتح اول و سكون دوم اسفيوش است كه بزرقطونا باشد . سيبيا : به كسر اول دميا است . سيتل : لغت عربى اسم چيتل هندى است و آن قسمى از بقر وحشى است و گفتهاند بز كوهى است كه تيس جبلى باشد و كلانتر از آهو و خالهاى سفيد مدور دارد و خوش منظر مىباشد و شاخ ندارد جمع او سياتل آمده . سيج : به فتح اول اسم فارسى مويز است كه زبيب باشد و به كسر اول اسم هندى نوعى از درخت زقوم است . سيچغنه : به كسر اول اسم فارسى ماشيه است كه معرب آن باشق است و گفتهاند اسم صعوه است . سيچقان : اسم تركى فاره است كه به فارسى موش و به هندى چوها نامند . سيخول : به كسر اسم فارسى قنفذ كبير است . سيسامندا : اسم سريانى جبلاهنگ است . سيسامون : به يونانى اسم سمسم است . سيبى : به لغت عربى سيسبان است . سيسرك و سيسرو و سيسك : همه به كسر اسم سوسى است كه در حبوب به هم مىرسد و آن را بخورد و آن را قمل الطعام نيز نامند . سيسق : سرمق است . سيسرم : ابن تلميذ گفته دوايى است شبيه به زنجبيل با تلخى و اندك قبضى . سيسمان و سيسبرم و سينومولون : همه اسم نمام است . سيسنبرون و سيسبرون : حرف الماء است . سيسو و سيسه : اسم هندى اسرب است كه رصاص اسود باشد . سيسون : اسم هندى درختى است عظيم و چوب آن سياه رنگ اندك ابلق و جوهردار صلب مىباشد . سيسيون : افسنتين است . سيسارون : عشبة الشونيز است . سيطبيط : اسم عربى صرصر است كه به فارسى زنجره و چهره ريسك نيز نامند . سيغرا : اسم فارسى قنفذ كبير است . سيغروس : اسم يونانى كندر است . سيغوس و سيفيوس : نيز قثاى بستانى است . سيغوس اغريوس و سيغوثون : قثاى برى است كه قثاء الحمار باشد . سيف : اسم ماهى است و موى دم اسب را نيز به عربى نامند . سيف الغراب : دلبوث است .
--> ( 1 ) . سياه برنج : كاف